نه چندان حماسی | نقد و بررسی Neverwinter

بازی

بدون کوچک ترین شک و تردید، سری Warcraft و به خصوص World of Warcraft  نه تنها نقش به سزایی در پیشرفت بخش چند نفره و در واقع در کل صنعت بازی سازی دنیا داشته است، منبع الهام خوبی برای سایر بازی سازان بوده تا با ایده برداری از این شاهکار عناوینی برای رقابت با سلطان دنیای MMORPG ارائه کنند.

از جمله مهمترین رقبای ( البته رقبای دسته چندم ) سری WOW می توان به بازی هایی همچون سری Guild Wars ، Sky forge ، Allods Online ، Alganon و ده ها و شاید صد ها بازی دیگری اشاره کرد که با توجه به موفقیت فوق العاده World of Warcraft سعی در جذب قشر تازه ای از طرفداران این بازی به خود را داشتند که البته با توجه به سطح کیفی ساخت پایین تر (که به دلیل سرمایه گذاری پایین تر منطقی نیز می باشد) این عناوین اکثرا در تلاش برای بدست آوردن قشر تازه بازی بازانی هستنند که سعی در درک و تجربه سبک MMORPG دارند. البته به دلیل شرایط رقابتی موجود، تعداد کمی از این بازی ها موفق ظاهر می شوند و  اکثر آن ها تنها می توانند در گوشه ای از تاریخ این سبک یاد داشتی از خود بجا بگذارند.

البته با ظهور کنسول های نسل هشتم خیلی از معادلات صنعت بازی سازی تغییر کرد. قدرت بیشتر این کنسول ها سبب شد که قشر بیشتری از سازندگان بازی های رایانه ای که پیشتر فقط بر روی کتامپیوتر های شخصی تمرکز و سرمایه گذاری کرده بودند، بعد از مشاهده موفقیت بی بدیل نسل هفتم و انتظار برای فرزندان تازه به دنیا آمده مایکروسافت و سونی، حالا به سمت کنسول های خانگی متمایل شوند.

نمونه ای از دنیای تاریک خارج از neverwinter

البته یکی از مهمترین موانع در حرکت به سمت XB1 و PS4، کنترلر های آن ها بود که کمبود تعداد زیادی از کلید ها و نبود وسیله ای همچون موس ( البته میتوان با اندکی تغییر یکی از آنالوگ ها را به جای موس استفاده کرد ولی بدون دقت و سرعت عمل بالاتر موس، این کار نیاز به تمرین زیادی می طلبد) سبب می شود تا نتوان تجربه ای همانند نسخه رایانه های شخصی بازی بر روی کنسول داشت و این عامل سبب شد که تعداد زیادی از بازی سازان از ایده ارائه بازی خود بر روی کنسول ها منصرف شوند.

در این میان یکی از سازندگانی که جرات استفاده از کنترلر برای بازی MMORPG خود را داشت، استدیوی آمریکایی Cryptic Studios بود که عناوینی مانند Star Trek Online ، Marvel Heroes و City of Heroes را در کارنامه خود به همراه دارد. اما Neverwinter به عنوان آخرین و شاید بزرگترین عنوانی که توسط این استدیوی کالیفرنیایی ساخته شد است به عنوان یکی از دیگر از عناوین این استدیو، برای کنسول های خانگی (البته برای ۲ سال در انحصار کنسول Xbox One و اخیرا نیز برای Play Station 4) نیز منتشر شد.

پیش از شروع بررسی باید اشاره کرد که از آن جایی که بازی به صورت یک عنوان رایگان عرضه شده است، باید انتظار حظور Micro transaction یا همان پرداخت های درون برنامه ای نه چندان محبوب را داشت که با توجه به رایگان بودن دنیای عظیم بازی این مسئله قابل قبول است ولی اگر واقعا دوست دارید تا در این عنوان پیشرفت کرده و آیتم های بهتری پیدا کنید یا به محتوای جدید تر دسترسی داشه باشید باید نیم نگاهی هم به کیف پول خود داشته باشید.

از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در این فروشگاه پیدا می شود

بازی در دنیایی خیالی به نام Neverwinter جریان دارد و نمایان گر زمانی است که لرد اعظم Neverwinter به طرز عجیبی نا پدید می شود و این مسئله سبب به وجود آمدن هرج و مرج در دنیای Neverwinter می شود. در این گیر و دار و با برخواستن ارتش مردگان (همین یک مورد هم کم بود!) ماموریت شما این خواهد بود که متوجه شوید هدف این گروه ضد زندگان چیست. چندان طول نمی کشد که متوجه شوید Lich Queen Valindra پشت این قضایا است و همانند همه داستان های افسانه ای، او نیز قصد کنترل بر تمام دنیا را دارد.

در شروع بازی مانند همه عناوین RPG دیگر شما باید شخصیت خود را با توجه به سلایق خود بسازید و البته همانند سایر بازی های هم سبک نوع نژاد و جنسیت نیز در نوع قدرت ها و سرعت شما تاثیر دارد. در ادامه داستان با مورد حمله قرار گرفتن کشتی شما توسط Dracolich و از دست دادن تمامی تجهیزاتتان بازی به طور رسمی شروع می شود و در اولین قدم برای شکست دشمنان، باید به کمک گروهی از سربازانی بروید که توسط مردگان متحرک محاصره شده اند.

داستان بازی در تمام مراحل شامل همین نبرد به ظاهر بی پایان بین شما دشمنانی است که سعی دارند آرامش و امنیت در Neverwinter را برای همیشه نابود کرده و از هرج و مرج استفاده کنند. مانند سایر بازی های هم رده در بازی مراحل جانبی متنوعی نیز وجود دارد ولی اگر بخواهید مراحل جانبی را با داستان های جانبی عنوانی همچون اسکایریم مقایسه کنید بدون شک نه تنها نا امید می شوید. بدون شک کشف راز های یک قتل که ده ها سال پیش رخ داده است یا پاک سازی یک قلعه تسخیر شده از شر روح های مزاحم و پیدا کردن افرادی که پشت سر آن هستند با پاک سازی شبکه فاضلاب از سر تعدادی دزد بی سر و پا به هیچ وجه قابل مقایسه نیست و این تنها نشان گر بی توجهی و بی دقتی سازندگان این دست مراحل است در حالی که مرجع بسیار خوبی مانند نسخه های قبلی سری The Elder Scrolls  برای سالیان متمادی در دسترس همگان بوده است و متاسفانه در دیگر بخش های بازی هم میتوان این کم کاری سازندگان را تشخیص داد.

در سمت دیگر بازی از نظر گرافیکی شاید در سطح بهترین های این نسل نباشد ولی تا زمانی تعداد پلیر های آنلاین هم زمان کم باشد، شما حداقل از نظر نرخ فریم چندان نگران نیستید و میتوانید با ۳۰ فریم ثابت در اکثر نقاط بازی به گشت و گذار بپردازید. اما اگر در نقاطی مانند خود شهر Neverwinter قصد داشته باشید اندکی به گشت و گذار، خرید یا پیدا کردن چالش های جدید بپردازید به سرعت متوجه افت فریم بازی به اعدادی حتی تا زیر ۲۰ نیز می شوید که بی شک قابل تحمل نیست ولی خوشبختانه درسایر مناطق بازی به دلیل تعداد کمتر بازی بازان این مشکل دیده نمی شود.

با قرار گرفتن در محدوده آتش سلامتی شما کم کم بازیابی می شود

کیفیت بافت ها در حد قابل قبول (برای یک عنوان MMORPG) قرار دارد و این کیفیت کمتر سبب شده است که علاوه بر برا کاری کمتر بر روی پردازنده دستگاه شما، حجم فایل دانلودی بازی نیز بسیار کم (در حد ۲۰ گیگا بایت بر روی کنسول XB1) باشد. ولی این کیفیت کمتر در زمانی که این بازی را با سایر عناوین هم رده مقایسه کنیم، شاید سبب شود که در دراز مدت کمتر به فکر اجرای بازی باشیم. در بازی تقریبا چیزی به نام افکت های زیبا و سایه وجود ندارد و اکثر مناطق دور دست ( اگر منطقه ای در دور دست پیدا کنید) تمام دو بعدی هستند و فاقد هر گونه جزییاتی هستند.

البته همه چیز در خصوص Neverwinter آنقدر هم بد نیست. مهمترین نقطه قوت بازی گیم پلی آن است و شما به دلیل تنوع در انتخاب نژاد قابل بازی، میتوانید بازی را بار ها به پایان برسانید ولی تجربه ثابت کرده است که اگر شما یک MMORPG باز متعهد به این سبک نباشید به طور قطع احتمال بسیار کمی وجود دارد که بخواهید بازی را از ابتدا و بدون آیتم هایی شروع کنید که قطعا ساعت ها برای آن تلاش کرده اید. در خصوص آیتم ها نیز در بازی انواع مختلفی از ادوات و تجهیزاتی وجود دارد که برای بدست اوردن آن ها یا باید چالش های موجود را به پایان برسانید یا این که با خرید آن ها از فروشگاه های مختلف، خود را برای رویارویی با دشمنان قوی تر آماده کنید. جدا از ان باید توجه داشته باشید که آیتم ها برای مورد استفاده قرار گرفتن نیاز به سطح خاصی از کاراکتر شما دارند بنابراین خرید ایتمی که به سطح ۳۰ نیاز دارد، در حالی که شما به سطح ۱۰ هم نرسیده اید به هیچ عنوان منطقی نیست ولی اگر شما آیتم ارزشمندی را در بازی پیدا کرده اید می توانید با ذخیره آن کار خود را در سطوح بالاتر راحت تر کنید.

تقریبا در همه جای بازی از این دست دشمنان پیدا می کنید

جدا از آیتم های اصلی شما توانایی خرید سایر آیتم هایی مانند لباس های خاص و تجهیزات و ادوات عجیب و قریب را داریدپس اگر به نظراتان اسب شاخ دار مجمود عجیبی می باشد پس با دیدن صندلی پرنده یا استفاده از سوسک و کفشدوزک به عنوان وسیله نقلیه شاید متعجب شوید ولی در نظر داشته باشید که خریداری این دست آیتم ها علاوه بر پول زیاد به سطوح بسیار بالاتر کاراکتر شما نیز نیاز دارد.

مبارزات بازی نیز بسیار راحت و برای کنترلر ها طراحی شده است و شما نیاز به تلاش زیادی برای حمله به سمت یک دشمن به خصوص نخواهید داشت. البته در بیشتر مواقع دشمنان به سورت گروهی به شما حمله ور خواهند شد و در اینجا است که سلاح هایی که قابلیت ایجاد آسیب به یک محدوده را دارند (همان AoE !) بیشتر به کار شما می آیند.

در صفحه نمایش بازی شاهد کلید ها و پارامتر های بسیار زیادی هستید که در واقع شما تنها نیمی از آن را در آن واحد مشاهده می کنید. رابط کاربری بازی بسیار شلوغ طراحی شده است و در حالت کلی شامل ۳ بخش اطلاعات مختص به سلامتی و وضعیت شما که در سمت چپ و بالا قرار گرفته است، اطلاعات محیطی در بخش راستی صفحه نمایش داده می شود و وضعیت ایتم ها و قدرت ها که در بخش پایینی نمایش داده می شود، هستند ( که این بخش نیز شامل دو سری آیتم است که با فشردن کلید مربوطه ردیف دوم نیز نمایش داده می شود). البته با ورود به منوی بازی بخش دیگری از این پازل پیچیده نمایش داده می شود و به طور قطع هفته ها طول می کشد تا شما بتوانید جای دقیق و صحیح تمام کلید ها و تنظیمات را فرا بگیرید و ابته غیر از این هم از بازی انتظار نمی رفت.

رابط کاربری نه چندان دلچسب بازی مهمترین نقطه ضعف بازی

به طور کلی، مبارزات بازی نسبتا جالب به نظر می رسد البته تا زمانی که اولا دشمنان سطحشان از شما کمتر باشد و ثانیا زمانی که پینگ شما کم باشد چون فعال شدن تعدادی از آیتم ها و فعالیت ها پس از تایید توسط سرور اصلی بازی، اجرا خواهند شد بنابراین اگر در ایران زندگی می کنید حداقل قید بازی کردن بازی در شب ها را از سر خود بیرون کنید. در ثانی در نظر داشته باشید که از آن جایی که بازی چندین سال پیش منتشر شده است بنابراین شاید پیدا کردن هم تیمی برای رد کردن مراحل بازی کمی برایتان سخت باشد پس اگر می توانید برای راحتی و لذت بیشتر حتما با دوستان خود بازی را شروع کنید یا اینکه شاید مجبور شوید کل داستان بازی را به تنهایی تجربه کنید.

در نهایت باید گفت که Neverwinter عنوانی است که در سبکی منتشر شده است که کمتر کسی انتظار دیدنش بر روی کنسول ها را داشته است ولی با توجه به ایده برداری داستاین و گیم از سایر عناوین هم رده و کپی برداری کنترلی بازی از عناوینی مانند دیابلو ۳ باید گفت که بدون شک با توجه به رایگان بودن، اگر علاقه به این سبک دارید یا امسال تابستان از خالی بودن دنیای بازی های رایانه ای از عناوین جدید سرگرم کننده گله مند هستید میتوانید با تهیه این بازی اندکی از عطش خود را تا زمان عرضه بازی های سال آینده سیراب کنید ولی حتما در نظر داشته باشید که بازی هنوز هم کامل نیست و احتمال بسیار زیادی نیز وجود دارد که شما را به خود جذب نکند.

در گیمفا بخوانید

شما ممکن است این را هم بپسندید

از "گیمفا" بیشتر بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *