روزی روزگاری: جنون قرمز… | نقد و بررسی بازی Splatterhouse

بازی بررسی بررسی بازی

استفاده از خشونت بسیار افسارگسیخته و نمایش عریان نابود کردن دیگر موجودات، هرگز جزو هنجارها و عرف های یک جامعه نبوده و نیست و قطعا در هر کجای دنیا در مقابل آن موضع گیری خواهند کرد، زیرا این موضوع دیگر به کشور و.

استفاده از خشونت بسیار افسارگسیخته و نمایش عریان نابود کردن دیگر موجودات، هرگز جزو هنجارها و عرف های یک جامعه نبوده و نیست و قطعا در هر کجای دنیا در مقابل آن موضع گیری خواهند کرد، زیرا این موضوع دیگر به کشور و .. ربط ندارد و قوانین عمومی و جهانی انسانیت است و ذات و فطرت انسان آن را رد می کند. خشونت در همه جای دنیا منفور است و هیچ کجا عاشق آن نیستند. این که آیا نشان دادن سطح بسیار بالایی از خشونت در یک بازی رایانه ای کار درستی است یا خیر، موضوعی است که سال هاست و مدت هاست به آن پرداخته می شود و خواهد شد، اما به واقع نمی توان جوابی قطعی برای آن پیدا کرد زیرا در نهایت یک موضوع نسبی است و در شرایطی می تواند خوب و جذاب و گاهی نامناسب باشد، مخصوصا وقتی پای کشورهایی مثل ما که رده بندی سنی روی بازی برای آن ها در نقش “پشمک حاج حسین و برداران” است، وسط باشد!

Splatterhouse را بازی کنید زیرا خیلی هیجان انگز و متفاوت است. عیب و ایراد زیاد دارد، ولی مجموع آن یک بازی هیجان انگیز است که مخصوصا برای علاقمندان خشونت و هک اند اسلش تجربه ای جذاب را رقم خواهد زد

بارها در دنیای بازی های رایانه ای شاهد بوده ایم که عناوینی مانند Manhunt و مورتال کامبت و …. منتشر شده اند که حد بسیار خوفناکی از خشونت را به صورت بی پرده و عریان در بازی به نمایش گذاشته اند و اتفاقا برخی از آن ها بازی های بسیار محبوب و موفقی نیز بوده اند، اما مقاومت ها و مخالفت های زیادی هم در برابر آن ها شده است و کسانی که سریعا منتظرند تا یک بد و بیراهی به بازی های رایانه ای نسبت دهند، زود موضع گیری کرده و کمپین های …ی تشکیل داده و مثلا در برابر خشونت در بازی ها ایستادگی کرده اند (نمی دانم چرا مثلا خشونت در فیلم ها برای این ها ناراحت کننده نیست). گاهی وقت ها زور ناشر و سازنده بازی آن قدر زیاد بوده است و یا بازی آن قدر بزرگ بوده که این مخالفت ها و .. نتوانسته است کاری پیش ببرد و ضربه ای اساسی به بازی و فروش آن وارد کند، اما گاهی هم همین خشونت بالا و یا موارد دیگر در برخی بازی های کوچک تر، باعث شده است تا این بحث برانگیز بودن بازی و مخالفت هایی که با آن شده است، ضربه کاری به بازی بزند و آن را هم از نظر امتیاز و هم از نظر فروش به عنوانی شکست خورده تبدیل نماید.

شخصیت اصلی بازی به معنای کلمه “گولاخ خسته” است!!!‌ یعنی اصلا معنای گولاخ است!!

اتفاقا امروز هم موضوع مقاله نقد و بررسی ما در مورد یکی از همین بازی هاست که ضربه هایی اساسی از همین خشونت و گویش شدیدی که در آن وجود داشت، دریافت کرد و به یک شکست در هر دو زمینه امتیاز و فروش تبدیل شد. این بازی Splatterhouse نام دارد و در واقع یک ریبوت بر بازی اصلی این سری در سال ۱۹۸۸ محسوب می شود. خشونت وحشتناک و بی پرده باعث شد تا مخالفت های بسیار زیادی با Splatterhouse صورت بگیرد و در بسیاری از مجامع گیمینگ، این بازی را به نشان دادن وحشی گری و قتل و خشونت عریان و گویش شدید محکوم نمایند که البته سازندگان این طور فکر نمی کنند و  اعتقاد دارند که این تنها یک بازی است و اتفاقا یکی از دلایل اصلی جذاب بودن آن را همین خشونت شدید و بی پرده آن می دانند و به نوعی آن را امضای همیشگی و خاص این سری قلمداد می کنند که از همان بازی اول وجود داشته است و قطعا نمی توان عنوانی که ذات آن با خشونت عجیبن شده است را ناگهان به یک بازی گل و بلبل تبدیل نمود! مثلا تصور کنید مورتال کمبت جدید منتشر گردد و چیزی به نام فتالیتی در آن وجود نداشته باشد، خب آن بازی دیگر نامش مورتال کمبت نیست. به واقع نظر من به مانند سازندگان بازی است و خشونت بالا برای سن مناسب بازی، هرگز موضوع بدی محسوب نمی شود و کسانی که به این نوع بازی ها علاقه دارند اتفاقا خیلی هم از آن استقبال می کنند. آن هم وقتی که در بازی شاهد خشونت مریض گونه و کشتن انسان های بی گناه و حتی باگناه هم نیستیم و کار ما فقط کشتن و تکه تکه کردن هیولاهاست که این خودش خیلی راحت می تواند خشونت جذاب بازی را توجیه نماید.

Splatterhouse در واقع یک ریبوت بر بازی اصلی این سری در سال ۱۹۸۸ محسوب می شود.

بگذارید تا کمی بیشتر در مورد Splatterhouse صحبت کنم و اطلاعات بیشتری از آن در اختیار شما قرار دهم. سال ۲۰۱۰ بود که کمپانی باندای نامکو عنوانی را از فرنچایز قدیمی Splatterhouse با همین نام منتشر نمود که توسط خود این کمپانی نیز ساخته شده بود. در واقع بر خلاف ۳ بازی قبلی و اصلی این سری که توسط BottleRocket ساخته شده بودند و تا سال ۲۰۰۹ هم امتیاز این سری در اختیار آن ها بود، عنوان جدید که نامی بدون پیشوند و پسوند هم داشت و مانند یک ریبوت و شروع دوباره برای بازی اصلی سال ۱۹۸۸ با همین نام محسوب می شد، توسط خود باندای نامکو گیمز ساخته شد و برای پلتفرم های PlayStation 3 و Xbox 360 منتشر گردید. بازی با وجود این که از گیم پلی و صحنه های هیجان انگیزی برخوردار بود، ولی نقدهای متوسط و غالبا منفی را دریافت نمود و برخی بسیار از آن راضی بودند (مانند بنده) و برخی نیز بسیار از آن انتقاد کردند.

ریک بیچاره اول این بود… یک پسر گوگول مگولی کم رو!!

دلیل اصلی خیلی از این انتقادات و بحث برانگیز بودن بازی این بود که سطح خشونت خیلی بالایی در Splatterhouse وجود داشت و همچنین بازی از نظر نوع گویش و دیالوگ ها و .. بسیار بی پرده بود و در آن از مسائل غیراخلاقی تا خشونت بی حد و مرز و … وجود داشت و آن هم به یک صورت طنز تلخ و عجیب که خاص خود بازی بود و اتفاقا به نظر من همین موضوع نقطه قوت بازی بود، زیرا شبیه هیچ عنوان دیگری نبود. Splatterhouse هیچ ابایی از نشان دادن خشونت عریان و بیان دیالوگ های سخیف و زننده و نشان دادن تصاویر غیراخلاقی و .. نداشت و همین موضوع باعث شده بود تا بحث ها و انتقادات زیادی به آن وارد شود در حالی که باید گفت این موارد به نوعی ستون ها و امضای این سری هستند و در ضمن خشونت بالا بر روی هیولاها و دیوها چندان هم نمی تواند زننده باشد و با عناوین خشنی مثل Hatred که در آن مردم بی گناه را می کشتیم مقایسه شود. اما نهایتا همین موج منفی و جو بدی که علیه بازی ایجاد شد سبب گردید تا بازی هم در زمینه نمرات و هم در زمینه فروش موفق ظاهر نشود. وبسایت Destructoid امتیاز بسیار خوب ۷۵ را به این عنوان اختصاص داد ولی آی جی ان امتیاز ۴ و گیم اسپات نمره ۴٫۵ را به آن اعطا کردند و نهایتا عنوان Splatterhouse با متای ۵۹ در نسخه پلی استیشن ۳ و متای ۶۲ در نسخه ایکس باکس ۳۶۰ به کار خود پایان داد و به همین دلیل هم تبدیل به یکی از عناوینی شد که خیلی ها از کنار نام آن گذشتند و سراغ تجربه کردن آن نرفتند، اما به اعتقاد بنده این عنوان هم جزو بازی هایی است که متای آن به طور دقیق، نشان دهنده لذت آن نیست.

دکتر وست قصد دارد تا ماهیتی به نام “The Corrupted” را به دنیا بیاورد، آن هم از طریق قربانی کردن جنیفر تا به این ترتیب “The Corrupted” همسر درگذشته و معشوقه وی یعنی لونا را به زندگی بازگرداند….

از آن جایی که در مدت اخیر عناوینی را برای شما معرفی کرده ام که ممکن است به خاطر متا از کنار نام آن ها گذشته باشید و یا اصلا نامشان را نشنیده باشید، باید بگویم Splatterhouse نیز از همین دسته است و عنوانی است که ایرادات زیادی دارد ولی مجموع تجربه آن به عنوان یک سرگرمی و لذتی که از آن می برید هرگز برابر با امتیاز ۵۹ نیست، مخصوصا اگر مثل بنده به خون و خونریزی و خشونت بالا در بازی ها و همینطور به سبک هک اند اسلش علاقمند باشید. به همین دلیل هم تصمیم گرفتم تا در مطلب امروز به بررسی بخش های مختلف و کلیات و جزییات بازی Splatterhouse بپردازیم و آن را همراه شما به طور کامل واکاوی نموده تا از نقاط ضعف و قوت آن آگاه شوید. پس اگر به هر دلیلی حس می کنید که به این بازی علاقمند هستید یا می خواهید خاطره آن برایتان زنده شود و یا اصلا نامش را نشنیده اید و دنبال یک هک اند اسلش خشن جذاب می گردید، با بنده و گیمفا در ادامه مطلب نقد و بررسی بازی Splatterhouse همراه شوید.

در لحظه مرگ، Terror Mask ریک را صدا می زند و به او می گوید حاضر است وی را از مرگ نجات دهد و کمک کند تا نامزدش را هم پیدا کند، در صورتی که ریک این ماسک را به صورت بگذارد. ریک که در حال مرگ است و چاره دیگری هم ندارد این کار را انجام می دهد و با این کار تبدیل به یک غول تنومند می شود که قدرتش از خون دیگران است

الکی میگی!!… داستان؟!!

Jennifer Willis قرار است تا مصاحبه ای را با دکتر Henry West در عمارت وی انجام دهد که پروفسور نکروبیولوژی است. دوست پسر وی یعنی ریک تیلور هم با او می رود تا اتفاق بدی برایش رخ ندهد. در لحظه ای که ریک می خواهد به جنیفر پیشنهاد ازدواج دهد، آن دو توسط موجودات آزمایشگاهی دکتر وست مورد حمله قرار می گیرند و آن ها جنیفر را ربوده و ریک را با زخم و آسیب هایی مرگبار رها می کنند تا بمیرد. در لحظه مرگ، Terror Mask ریک را صدا می زند و به او می گوید حاضر است وی را از مرگ نجات دهد و کمک کند تا نامزدش را هم پیدا کند، به شرطی که ریک این ماسک را به صورت بگذارد. ریک که در حال مرگ است و چاره دیگری هم ندارد این کار را انجام می دهد و با این کار تبدیل به یک غول تنومند می شود که قدرتش از خون دیگران است. وی شروع به تعقیب دکتر وست و جنیفر در ابعاد مختلف و دوره های زمانی مختلف می کند و در می یابد که وست قصد دارد تا ماهیتی به نام “The Corrupted” را به دنیای آن ها بیاورد، آن هم از طریق قربانی کردن جنیفر تا به این ترتیب “The Corrupted” همسر درگذشته و معشوقه وی یعنی لونا را به زندگی بازگرداند….

بعد از زدن ماسک، آن ریک گوگول مگولی تبدیل به یک گولاخ خسته می شود که حالا هیولاها برایش گوگولی مگولی اند!!

در بازی و داستان آن، تاثیر و الهام هایی که از فیلم هایی مانند Friday the 13th و Evil Dead II گرفته شده است کاملا مشهود است و سازندگان نیز ابایی از نشان دادن این موضوع نداشته اند. داستان Splatterhouse یک داستان سطحی و کلیشه ای “همه را بکش، آدم بد قصه که دختر را گرفته است بکش، دختر را نجات بده” است که روایت آن نیز دردی از داستان ضعیف آن دوا نمی کند و تعریفی ندارد. شخصیت پردازی های بازی بسیار ضعیف است و دیالوگ های شخصیت ها هم بیشتر فحش و بد و بیراه است تا حرف زدن و هیچ گونه عمقی را در شخصیت پردازی در این عنوان مشاهده نمی کنیم، به جز در مورد شخصیت “ماسک ترور” که دیالوگ های بعضا جذابی دارد و از بقیه شخصیت ها، چه از لحاظ شخصیت پردازی و چه از لحاظ صداگذاری بهتر کار شده است و به واقع می توان گفت نقشی مانند جانسون در بازی Shadows of the Damned دارد، البته نه به آن قدرت. نهایتا باید گفت داستان Splatterhouse فقط هست که بازی بدون داستان نباشد و در واقع توجیهی است برای پیشروی در مراحل بازی و بس. بدون شک بعد از مدتی که از بازی می گذرد کلا یادتان می رود که داستانی هم هست و فقط می دانید آخرش باید “دختر” را نجات دهید!

مبارزات بازی به معنای واقعی جذاب و هیجان انگیز و خونین و خشن هستند

خون، خون، خون… ای بابا باز هم خون!

Splatterhouse از لحاظ گرافیکی سبکی کارتونی و سل شید گونه غلیظ با اغراق بسیار زیاد در افکت خون، دارد و می توانم بگویم در بسیاری از بخش های بازی با توجه به این که خون بر روی دوربین آن نیز می ریزد، شما بیشتر از هر چیز دیگری و هر محیطی فقط خون می بینید و گاهی اصلا نمی دانید دارید چکار می کنید. در صحنه های بازی گاها شما را به یاد Mad World می اندازد و البته همان سطح از جنون و خشونت را نیز با خود همراه دارد. می توان گفت اغراقی که در نمایش افکت خون به کار رفته است بیش از حد است و باعث می شود تا حس کنید در بازی فقط خون می بینید. برای عنوانی با این خشونت اصلا بد نیست که در نمایش خونریزی مقداری شدیدتر از بازی های دیگر عمل کند ولی وقتی آن را تجربه نمایید می فهمید که دیگر به نوعی می توان گفت سازندگان “شورش را در آورده اند” و دیدن مدام و پشت سر هم صحنه ها و محیط ها و دوربین پوشیده از خون بازی چندان هم جالب نیست. بازی از لحاظ گرافیک فنی تقریبا با ثبات عمل می کند و با توجه به سبک کارتونی و سل شید گونه ای که دارد چندان نمی توان از کیفیت پایین تکسچرها و بافت ها گلایه ای داشت. نورپردازی بازی در سطح متوسطی قرار دارد و شاهد بخش های خیلی با کیفیتی از لحاظ نورپردازی نیستیم، مخصوصا که با توجه به سبک گرافیکی بازی و محیط های آن که اغلب اتاق های بسته عمارت دکتر دیوانه بازی هستند، زیاد هم نورپردازی کاربرد خاصی ندارد.

چرا خشونت در مورتال کامبت عیبی ندارد باشد و اگر با فک کنده شده یک نفر سلفی بگیریم خوب است، ولی در یک بازی کوچک گناه کبیره است؟ این موضوع هیچ گاه برایم قابل قبول نشده و نمی شود و نخواهد شد که تا این حد از تبعبض را ببینیم حتی در نمره ها و نقدهای منتقدان سایت های بزرگ و معتبر.

بازی در مواقعی با افت فریم مواجه می شود که البته این موضوع زیاد اتفاق نمی افتد و نمی توان از افت فریم به عنوان یکی از ایرادات قابل ذکر بازی Splatterhouse یاد کرد. باگ خیلی خاص و قابل ذکری نیز در بازی مشاهده نمی شود و اگر هم باشد باگ های ریز گرافیکی هستند که هرگز به کلیت تجربه شما از بازی آسیبی نمی زنند. گرافیک هنری بازی چندان تعریفی ندارد و شاهد طراحی مراحل خاص و محیط های جذابی در بازی نیستیم. شما از یک اتاق عمارت بیرون می روید و وارد سالن و راهرو می شوید و باز دوباره وارد یک اتاق دیگر می شوید که تقریبا مانند همان قبلی است و تابلوهای روی دیوار و … البته تمامی بازی در داخل عمارت نیست و شما از پارک و شهر بازی گرفته تا محیط های آزاد و زیرزمین های سیاهچال گونه را در بازی شاهد هستید اما هیچ کدام آن ها به طوری نیستند که شما را شگفت زده کنند و بگویید “عجب طراحی مرحله زیبایی” و یا “عجب محیط خاصی”.

بازی پر است از مبارزات هیجان انگیز و موجودات عجیب و غریب.

در واقع باید گفت حتی طراحی محیط های بازی هم تحت تاثیر افکت اغراق آمیز خون قرار دارند و شاید دلیل این که می گوییم طراحی محیط ها زیاد جالب نیستند، آن است که خیلی وقت ها اصلا نمی توانید این محیط ها را زیر دوربین خون گرفته بازی ببینید! نهایتا باید گفت عنوان Splatterhouse از لحاظ کلیت گرافیکی یک عنوان کاملا متوسط است که به دلیل اغراف خیلی زیادی که در نمایش افکت خون وجود دارد، بیشتر، کیفیت آن متوسط رو به پایین است تا رو به بالا. Splatterhouse هرگز جزو بازی های خوش گرافیک و زیبای زمان خود محسوب نمی شود و البته از لحاظ جلوه های بصری عنوانی خاص با گرافیک اغراق آمیز است که می توان تا حدودی گفت گرافیک بازی مناسب حال و هوای آن است.

شما در بازی باید به جنگ انواع هیولاها و موجودات عجیب بروید و به صورت نبرد با دست خالی و یا با کمک برخی سلاح ها مثل چوب بیسبال و ساطور و… تمامی آنها را از بین ببرید.

اینجا جنگله بکش تا کشته نشی… اینجا نصف وحشی هستند و نصف دیگه هم وحشی تر!!

همان طور که گفته شد در این بازی شما در نقش ریک قرار می گیرید. یک دانشجوی parapsychology که داخل عمارتی گیر افتاده است و طی اتفاقاتی توسط ماسکی مخوف و مرموز به نام Terror Mask از مرگ احیا می شود و در قالب گیم پلی بازی شروع به پیشروی در محل های مختلف این عمارت و ابعاد مختلف و زمان های مختلف می کند و انواع و اقسام موج های موجودات خونخوار دیوانه و عجیب را که به وی هجوم می آورند از بین می برد تا بتواند نهایتا نامزد خود جنیفر را از سرنوشت شومش نجات دهد. گیم پلی عنوان Splatterhouse بر پایه مبارزات نزدیک و Melee می باشد و به صورت هک اند اسلش و Beat ’em up دنیال می شود. شما در بازی باید به جنگ انواع هیولاها و موجودات عجیب بروید و به صورت نبرد با دست خالی و یا با کمک برخی سلاح ها مثل چوب بیسبال و ساطور و… تمامی آن ها را از بین ببرید. همچنین ریک می توان از ضربات ویژه یا سوپر پاورها نیز استفاده کند و به دشمنان یورش ببرید و با دست اعضای بدن آن ها را از یکدیگر جدا کند که این یکی از لذتبخش ترین بخش های مبارزات بازی البته برای کسانی که علاقه به خشونت دارند است.

اوج خشونت در گیم پلی و مبارزات بازی مربوط به تمام کننده هایی با نام “Splatter Kills” است که به شدیدترین و فجیع ترین شکل ممکن کار دشمنان را در بازی با آن ها تمام می کنید و باید اعتراف کنم که برای من خیلی خیلی لذتبخش بودند.

خشونت بالا شدیدا در این صحنه های قطع عضو کردن هیولاها و دشمنان، خودنمایی می کند و همین ها باعث شدند تا بازی به یک عنوان بحث برانگیز تبدیل شود و خیلی ها بابت همین موضوع از بازی نمره کم کردند. ریک همچنین می تواند در مبارزات زنجیره های متصل از فنون را بر روی دشمنان اجرا کند و به این شکل کمبوهایی را خلق نماید. جالب اینجاست که خود ریک هم ممکن است در مبارزات اعضای بدنش را از دست بدهد و کنده شوند ولی در طول زمان دوباره رشد می کنند و مانند حالت اول می شوند که این به دلیل خصوصیت جادویی ماسک ترور است. ریک می تواند خودش هم از بازوی کنده شده اش به عنوان سلاح در مبارزات استفاده نماید.  در طول روند بازی، ریک از دشمنانی که آن ها را شکست می دهد خون یا blood جمع آوری می کند. جمع کردن مقادیر خاصی از خون، سبب می شود تا ریک بتواند حرکات و فنون جدیدی را آزاد نماید و همینطور از حملات ویژه ای استفاده کند تا در مبارزات پیش رو که دشمنان سخت تر می شوند کار راحت تری داشته باشد. در بازی آیتم های قابل جمع آوری نیز وجود دارند که شامل ژورنال های مربوط به تاریخچه و اطلاعات Dr. West’ هستند و همینطور می توانید عکس های Jennifer، دوست دختر ریک را نیز در طول بازی پیدا نمایید که مانند یک رد پا برای تعقیب کردن جنیفر و رسیدن به او عمل می کنند.

در بازی چندین باس فایت مختلف و جذاب نیز وجود دارند

اوج خشونت در گیم پلی و مبارزات بازی مربوط به تمام کننده هایی با نام “Splatter Kills” است که به شدیدترین و فجیع ترین شکل ممکن کار دشمنان را در بازی با آن ها تمام می کنید و باید اعتراف کنم که برای من خیلی خیلی لذتبخش بودند. از نکات نه چندان جالب گیم پلی بازی می توان به زمان بارگزاری طولانی و عجیب بین مرگ ها در بازی اشاره کرد که با توجه به حجم بازی و گرافیک آن مقداری دور از انتظار است و حوصله تان را سر می برد. در واقع می توان گفت این زمان بارگزاری طولانی، بیشتر به خاطر پولیش کردن کافی بازی و عدم بهینه سازی مناسب آن است تا به خاطر سطح بالای جزییات دنیای بازی و گرافیک سنگین آن. همین طور گیم پلی بازی گاها در چرخه تکرار گرفتار می شود و این که مدام یک اتاق را از دشمن خالی کنید و دوباره بروید اتاق بعدی و باز همان را تکرار کنید، برایتان خسته کننده می شود که البته باید گفت این موضوع خیلی زیاد و عمیق نیست زیرا که بازی گاها تنوعی به گیم پلی می بخشد و به یاد عناوین اصلی و قدیمی این سری، شما را در مراحلی دو بعدی قرار می دهد که جذابیت خاص خودشان را دارند و مخصوصا برای کسانی که بازی های اصلی این فرنچایز را تجربه کرده اند جالب است.

ریک می توان از ضربات ویژه یا سوپر پاورها نیز استفاده کند و به دشمنان یورش ببرید و با دست اعضای بدن آن ها را از یکدیگر جدا کند که این یکی از لذتبخش ترین بخش های مبارزات بازی البته برای کسانی که علاقه به خشونت دارند است.

در مورد گیم پلی بازی ذکر این نکته نیز جالب است که بدانید در این بازی، ۳ عنوان قدیمی این سری یعنی Splatterhouse arcade game, Splatterhouse 2 و Splatterhouse 3 به صورت بخش های قابل باز شدن در بازی وجود دارند و می توانید آن ها را آزاد کنید و از تجربه آن ها یاد و خاطرات قدیم را زنده نمایید. دشمنان بازی هم اصلا تنوع خوبی ندارند و بارها و بارها تکرار می شوند که این موضوع واقعا گاهی روی اعصاب است. نهایتا در مورد گیم پلی عنوان Splatterhouse باید گفت این بازی در سبک خود یعنی هک اند اسلش و Beat ’em up موفق می شود تا مبارزات جذابی را برای بازیباز رقم بزند و هیجان بالایی را با سرعت مبارزات و موسیقی متال و پاشیدن خون در صحنه و تکه تکه کردن دشمنان برای مخاطبان خود به ارمغان می آورد و با آیتم های جمع کردنی و ارتقاهای جالب عمق و ارزش تکرار آن را بالا می برد. گیم پلی Splatterhouse قطعا ضعف دارد که به آن ها نیز اشاره شد اما در کلیت آن، جذابیت مبارزاتش و هیجان بالا و خشونت شدید و بی پرده آن، کاملا بر نقاط ضعفش می چربند و یک بازی هک اند اسلش و Beat ’em up جذاب و هیجان انگیز را به بازیباز هدیه می دهد.

جالب اینجاست که خود ریک هم ممکن است در مبارزات اعضای بدنش را از دست بدهد و کنده شوند ولی در طول زمان دوباره رشد می کنند و مانند حالت اول می شوند که این به دلیل خصوصیت جادویی ماسک ترور است. ریک می تواند خودش هم از بازوی کنده شده اش به عنوان سلاح در مبارزات استفاده نماید.

متال جان!!

موسیقی عنوان Splatterhouse برای شخصی مثل من یک بهشت واقعی است و واقعا از تک تک قطعات آن در طول گیم پلی بازی لذت بسیار بالایی بردم. موسیقی های بازی تماما قطعات عالی موسیقی متال و هارد راک هستند که شنیدن آنها همراه گیم پلی پر از خشونت و خون بازی، هیجان بازی را چند برابر می کند. در واقع مانند عنوانی مثل دویل می کرای که گیم پلی آن همراه با موسیقی های متال پس زمینه، هیجانی چند برابر می یابد، Splatterhouse نیز چنین حالتی دارد (البته اصلا و ابدا مقایسه ای بین این دو بازی در کار نیست زیرا اصلا در سطح هم نیستند) و موسیقی متال کاملا با آن همخوانی دارد. قطعات شاهکاری مثل “Walk with Me in Hell” از گروه Lamb of God در ساندترک بازی وجود دارند که بنده آنها را سال ها و سال هاست که خارج از دنیای بازی هم گوش می دهم و برای من بسیار خاطره انگیز و جذاب هستند.

سقوط آزاد!!

اما این فقط برای من و علاقمندان به موسیقی متال است که در کشورمان بسیار بسیار بسیار کم تعداد هستند و اغلب از شنیدن این موسیقی ها به هیچ وجه خوششان نمی آید، حال به هر دلیلی از مذهبی گرفته تا دیگر موارد. در واقع یکی از موضوعاتی که بحث برانگیز بودن بازی را تشدید کرده بود همین موزیک هوی متال و سنگین بازی بود. از آن جایی هم که بسیاری در همان حالت عادی و به تنهایی موسیقی هوی متال و .. را عجیب و شیطانی و .. می دانند قرار داشتن این نوع موسیقی را در بازی مثل Splatterhouse دلیلی تشدید کننده برای انتقاد از بازی می دانستند که البته درست یا غلط بودن این ادعاهای آن ها اصلا مشخص نیست و کاملا نسبی است، زیرا شخصی مانند بنده عاشق موسیقی بازی و گیم پلی خشن و مرگبار آن هستم و عده ای نیز در مقابل آن جبهه می گیرند.

صداگذاری شخصیت ها در عنوان Splatterhouse پر فراز و نشیب عمل می کند (اغلب ضعیف هستند) و هم شاهد تعداد کمی صداگذاری های خوب و با کیفیت در برخی شخصیت های بازی مانند ماسک ترور هستیم و اغلب هم شاهد صداگذاری های ضعیف و مصنوعی در شخصیت های بازی هستیم که اصلا کار خود را خوب انجام نداده اند. در مجموع در مورد کلیت بخش صداگذاری و موسیقی عنوان Splatterhouse می توان گفت شاهد صداگذاری متوسط و موسیقی بسیار عالی (برای علاقمندان متال) در بازی هستیم که می تواند نهایتا نمره قبولی را دریافت کند و در جو بازی تاثیر گذار ظاهر شود.

شما می خوانید و می دانید و می بینید که فلان بازی بسیار خشن است. مثل من خوشتان می آید، بفرمایید بازی کنید. خوشتان نمی آید، بروید و بازی محبوبتان را تجربه کنید. دیگر چرا یک بازی را فقط برای خشونتش می کوبید؟ چرا مورتال کامبت را نمی کوبید و نمره اش را گند نمی زنید؟ چون محبوب و بزرگ است و زورتان به برادران وارنر نمی رسد و سبیلتان را چرب می کنند؟

هک اند اسلش و خشونت دوست داری؟… برو سراغش

با وجود تمام بحث ها و اختلافات بر سر خشونت در بازی ها و عرف نبودن آن و درست و غلط بودن آن، یک سوال، جایگاه ثابتی را در میان این بحث و جدل دارد. مگر همیشه باید یک اثر هنری اعم از فیلم یا بازی یا نقاشی یا موسیقی و … باید مطابق با عرف و هنجارهای جامعه و برای خوشی دل عموم باشد؟ پس تکلیف اثر های خاص و هنرمندان خاص و مخاطبان خاصی که دنبال حرف متفاوت هستند چه می شود؟ پس بیاییم کلا موسیقی متال را تعطیل کنیم و فقط پاپ بسازیم تا عامه مردم راضی باشند و بگوییم قشر خاصی که به متال علاقه دارند به درک. نه عزیزان… شما که دوست ندارید همان پاپ را گوش دهید و سراغ چیزی که برایتان عرف نیست نیایید. مگر شما را اجبار کرده اند که موسیقی متال گوش دهید یا مورتال کامبت و Splatterhouse بازی کنید و شروع به غر زدن در مورد خشونت آن ها کنید؟ شما می خوانید و می دانید و می بینید که فلان بازی بسیار خشن است. مثل من خوشتان می آید، بفرمایید بازی کنید. خوشتان نمی آید، بروید و بازی محبوبتان را تجربه کنید. دیگر چرا یک بازی را فقط برای خشونتش می کوبید و می گویید چون خیلی خشن است آشغال است؟ چرا خشونت در مورتال کامبت عیبی ندارد باشد و اگر با فک کنده شده یک نفر سلفی بگیریم خوب است، ولی در یک بازی کوچک گناه کبیره است؟ این موضوع هیچ گاه برایم قابل قبول نشده و نمی شود و نخواهد شد که تا این حد از تبعبض را ببینیم حتی در نمره ها و نقدهای منتقدان سایت های بزرگ و معتبر.

مگر همیشه باید یک اثر هنری اعم از فیلم یا بازی یا نقاشی یا موسیقی و … باید مطابق با عرف و هنجارهای جامعه و برای خوشی دل عموم باشد؟ پس تکلیف اثر های خاص و هنرمندان خاص و مخاطبان خاصی که دنبال حرف متفاوت هستند چه می شود؟ پس متال بازها چه؟

عناوینی مثل مورتال کامبت و Splatterhouse و جی تی ای چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه خوشمان بیاید و چه نیاید، ذاتشان خشونت و امضایشان خشونت است و اگر خشونت آن ها نباشد باید اسمشان هم عوض شود، زیرا یکی از ستون های اصلی شان را از دست داده اند. Splatterhouse ضعف و ایراد دارد و همه آن ها را هم تک تک می گوییم و امتیازش را هم کم می کنیم اما این که در آخر بیاییم یک امتیاز خیلی بزرگ از بازی به صرف خشونت بالا و گویش تندش کسر کنیم لااقل از دیدگاه بنده صحیح نیست (دقت کنید می گویم از نظر بنده) و نمی شود بر عنوانی که مربوط به فرنچایزی است که از همان سال ۱۹۸۸ خشونت بخشی اساسی از آن بوده است، به خاطر خشونت و گویش بتازیم و آن را همه جوره سیلی بزنیم و بکوبیم.

Splatterhouse عنوانی است که اگر علاقمند به سبک هک اند اسلش و مبارزات نزدیک و بسیار خشن و قطع عضو کردن و پاره کردن هیولاها هستید، کاملا آن را به شما پیشنهاد می کنم و هرگز از متای ۵۹ نمی هراسم که به خاطر آن، چنین بازی جذابی را به شما سفارش نکنم. شاید اگر بگویم بازی متایش ۵۹ است و بسیار بد است و اصلا سراغ آن نروید در دیدگاه اکثریت بسیار خوب باشم، ولی خوب می دانید که بنده هیچ گاه توجهی به متای بازی نمی کنم و تجربه خودم از آن را به شما منتقل می کنم، زیرا که حس می کنم این را به شما مدیونم که حرف راست را لااقل از نظر خودم به شما بزنم. ترجیح می دهم به جای این که اکثریت بگویند به به چه منتقد خوبی که دقیقا مانند متا نمره داده است، چند نفر انگشت شمار به خاطر نقد من و نمره من بروند و Splatterhouse یا خیلی بازی های دیگر که به این شکل بوده و برای شما نقد کرده ام را تجربه نمایند و شاید با خود بگویند فلانی راست می گفت، حیف بود اگر بازی نمی کردیم.

شاید اگر بگویم بازی متایش ۵۹ است و بسیار بد است و اصلا سراغ آن نروید در دیدگاه اکثریت بسیار خوب باشم، ولی خوب می دانید که بنده هیچ گاه توجهی به متای بازی نمی کنم و تجربه خودم از آن را به شما منتقل می کنم، زیرا که حس می کنم این را به شما مدیونم که حرف راست را لااقل از نظر خودم به شما بزنم.

درست به مانند اتفاقی که خوشبختانه به شدت در مورد Lords of Fallen رخ داد و بازخوردهای فوق العاده ای از شما عزیزان دریافت کردم. در واقع نقد صادقانه من باعث شد تا خیلی ها سراغ آن بازی زیبا رفتند و فهمیدند چقدر متا می تواند بی ارزش باشد و این موضوع را به من منتقل نمودند و سبب شد تا تصمیم بگیرم خیلی از بازی هایی که متای آنها گول زننده است را برای شما معرفی کنم تا شاید اگر راحت از کنارشان گذشته اید بازگردید و آن ها را تجربه نمایید. Splatterhouse را بازی کنید زیرا خیلی هیجان انگز و متفاوت است. عیب و ایراد زیاد دارد، ولی مجموع آن یک بازی هیجان انگیز است که مخصوصا برای علاقمندان “خشونت و هک اند اسلش” تجربه ای جذاب را رقم خواهد زد. متای بسیار بالا و عالی یک بازی، قطعا ثابت می کند که آن یک عنوان خیلی خوب و عالی است، اما متای پایین یک بازی هرگز ثابت نمی کند که آن عنوان حتما یک بازی بد و بی ارزش است. باز هم نهایتا می رسم به همان دیدگاهی که در مورد امتیاز متای بازی ها دارم: “متای بالا برای خوب بودن یک بازی شرط کافیست ولی منای پایین برای بد بودن یک بازی شرط کافی نیست.”

در گیمفا بخوانید

شما ممکن است این را هم بپسندید

از "گیمفا" بیشتر بخوانید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *